چگونه چشمان "سرمایه داری پیرامونی" حکمتیست های "سازمان سوسیالیست های کارگری افغانستان"، در برابر اشغالگران کوری میکند؟!

یکی از رفقای کمیته مرکزی سازمان کارگران افغانستان (م.ل.م) به تاریخ 23 ماه اپریل، وبسایت "سازمان سوسیالیست های کارگری" را مرور نموده، از مشاهده اینکه اعلامیه ء به مناسبت روز جهانی کارگر آن "سازمان" در اخیر خویش تاریخ "اول می 2014 "میلادی، را دارد به شگفتی اندر شده است!!! ممکن است این اعلامیه چندین روز ماقبل از تاریخ مرور این رفیق، در وبسایت "سوسیالیست های کارگری" نشر شده باشد. پرسش این است که چرا در تاریخی دست کم یک هفته ماقبل بر اول می، حکمتیست های "کارگری" تاریخ یک هفته بعد را درج نموده اند؟ آنها میتوانستند مثلا اعلامیه خود را چیزی از قبیل "به پیشواز اول می" عنوان دهند تا از اتهام جعل تاریخ نگارش یا انتشار در امان باشند!!! آیا چنین جعلکاریی، موضوعی ساده و بر مبنای "خبط" یا سهل انگاری است، یا اینکه، موضوعی است دارای ریشه ای عمیق در اپورتونیسم و رویزیونیسم؟ برای دریافت پاسخ به این پرسش، بیایید ببینیم که چشمان حکمتیست های ما مصاب "نزدیک بینی" است، یا "دور بینی"؟ یا اینکه "خدای ناخواسته" آنها "شب کوری" یا شاید هم "کوری" سیاسی مطلق دارند؟ حکمتیست های وطنی که وضعیت نیمه فئودالی-مستعمره "وطن خویش" را نمی بینند، حق دارند که تسمیه ء (من در آوردی) "سرمایه داری پیرامونی" را وضع کنند‍! دست کم،‌آنان را اندکی آزرم افتاده است تا صریحا از چیزی از قماش "سرمایه داری پیشرفته" در افغانستان سخن نگویند‍‍! از آنجایی که آنان با بورژوازی بروکرات کمپرادور و امپریالیزم پیمان بسته اند، در خصوص ذکر اسم طبقه ی بورژوازی بروکرات کمپرادور و اشغال امپریالیستی "سکوت" اختیار نموده اند. پس برایشان چه "بهتر" که دست به وضع یک "اصطلاح" جدید بزنند. همان است که آنان به "سرمایه داری پیرامونی" رسیده اند!!!

برای آنکه بدانیم زیر کاسه ء این به اصطلاح "سرمایه داری پیرامونی"‌چه نیم کاسه است، و برای آنکه مطمئن شویم که حکمتیست های وطنی این اصطلاح را برای جلوگیری از به کارگیری تسمیه ء صحیح کاپیتالیزم بروکراتیک که "بوی مائوئیستی" دارد به کار گرفته اند، بیایید ببینیم که در تحلیل آنان از انتخابات پوشالی ریاست جمهوری و شورای ولایتی، چه "نفرین" ها یا دست کم چه "انتقادی" متوجه ء امپریالیست های اشغالگر و طبقه ء حاکمه ء افغانستان شده است؟! آیا این حکمتیست ها که در اعلامیه ء خویش نفرین به "سرمایه داری افغانستان" را ساز کرده اند، آیا امپریالیست های اشغالگری را که پشتوانه ء "سرمایه داری پیرامونی"‌افغانستان است،‌ "می بینند"‌یا اینکه چشمان شان کوری میکند. بیایید اعلامیه ء شانرا در اینجا بعینه نقل کنیم:

اطلاعیه شورای مرکزی سازمان سوسیالیستهای کارگری افغانستان در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات شورا های ولایتی

Categories:

اجتماعی, اعلامیه, افغانستان, سازمان, سوسیالیسم, سیاست, مطالب تازه

by admin

April 1, 2014

آرم سازمان

هيچ نيروى ديگرى جُز سوسياليسم كارگرى نمیتواند طبقۀ كارگر وزحمتكشان افغانستان را نماينده گی نماید.

تحليل شرايط سياسى و طبقاتى در افغانستان نشان ميدهد كه برگذاری انتخابات رياست جمهورى، پارلمانی و شوراهای ولایتی چیزی نیست جزء مشروعيت بخشيدن به نظام طبقاتى سرمايه و حفظ اين سيستم در چارچوب حفظ مالكيت خصوصى و استثمار طبقۀ كارگر و زحمتكشان. در يك تعريف ماركسيستى انتخابات در نظام کاپیتالیستی خود نوعى از اعمال ديكتاتورى طبقاتى طبقات حاكم بورژوازى می باشد، كه براى ادامۀ حياتش رنگ و چهرۀ دموكراتيك اختیار نموده است. بورژوازی زير نام مردم سالاری و برخورداری شهروندان در تعیین و گزینش نظام سياسى، مردم را فریب داده و بر بستر این فریب سيستم دلخواه خویش را به وسيله و تحت عنوان انتخاب خود مردم، برقرار و استوار نگاه می دارد. انتخابات در تمام جوامع مبتنى بر حاكميت هاى بورژوایى، منجمله افغانستان، در راستاى جلوه دادن منافع طبقه حاکمه به عنوان منفعت کل جامعه و بر کسب مشروعیت قدرت نماينده گان بورژازى از طيف هاى گوناگونان، استواراست؛ بورژوازی تداوم حيات و سیادت طبقاتی اش را در وجود چنين نظام هاى استثمارى مى بيند و تاريخا نيز انتخابات کارکردش به حيث يك شيوۀ مطلوب مشروعیت بخشیدن به قدرت بلامنازع بورژوازى و طبقات حاکم را به اثبات رسانیده است.

ازآنجائی كه اصل مسأله بر سر وجود و عدم وجود يك چنين سيستم استثمارگرانه است، بناءً ما اعتقاد داريم كه نفس وجود انتخابات در مناسبات کاپیتالیستی و استفاده از امكان مشارکت دموكراتيك براى رسيدن به هدف نهائی رهايی طبقۀ كارگر و برچیدن نظام مبتنی بر طبقات از این طريق نه تنها که میسر نیست بلکه درکی است ساده لوحانه، ارتجاعی و خام. این درک و تبیین که این روزها محلی از بروز یافته است بخشاً محصول تفكر چپ بورژوا-ناسیونالیست و پوپولیست شكست خوردۀ کار زار جنگ سرد می باشد، كه با تبختر تمام علت سقوط و فروپاشی سيستم سرمایه داری دولتی و یا سوسياليسم بورژوایى در بلوک شرق را تنها در نبود دموكراسى در آن، خلاصه ميكند. سازمان سوسياليستهای كارگرى افغانستان در پهلوی باورمندی فوق الذکر و نيز با درك اين مسأله كه رژيم هاى برآمده از صندوق انتخابات، هرچند مدنى تر از رژيم هاى اختناقی، پليسى و امارت هاى اسلامى مثل طالبان و يا حكومات جهادى ها در دهۀ نود افغانستان اند، اما در کل نیروهای حاضر در جدال قدرت را مجری استبداد، نابرابری و بیحقوقی اکثریت محروم و حافظ منافع اقلیت مفتخوار و سیادت طبقاتی آنها می داند.

لذا توام با تغیير وضعیت و مهمتر از همه افشای ماهیت نیروها و نهادهای بورژوایی و با زدوده شدن هرچه بیشتر گرد توهم در اذهان مردم و تجربۀ این چند سال اخیر، جنبش سوسیالیستی و پیشروان طبقه کارگر با باورمندی به امر رهائی وبا إرادۀ آهنین و خلل ناپذیر به نبرد مستقلانۀ خودش در جهت تشکل یابی كارگران و زحمتكشان در مبارزه عليه تمامى دستگاه بورژوازى و نهاد هاى مذهبى و ناسیونالیسم قومى إدامه داده و هرچه مصممتر به پیش میشتابد. سازمان سوسیالیستهای کارگری افغانستان و پیشروان امر رهائی طبقۀ كارگر تحت هيچ عنوان و بهانه یی به دفاع از اين و آن فيگور و نمایندۀ بورژوازى افغانى، كه در حقيقت هدف و استراتژی هر یک از این فیگورها و شخصیتها چیزی نیست جزء مستحکم ساختن وهويت بخشيدن ومشروعيت دادن به كليت سيستم بورژوایى حاکم و سیادت طبقاتی آن، بر نخواسته و بر نخواهد خواست. بلكه برعکس با استفاده از همۀ امكانات که در دست دارد، دست به افشاى همه جانبۀ تمامى اين دستگاه و اركان قدرتش زده و در جهت شکل دادن به صف مستقل و جداگانۀ سوسياليسم كارگرى و تحزب اش تلاش و پیکار می کند. بدين وسيله از تمام كارگران، زنان، جوانان، روشنفكران آگاه و آزادیخواه دعوت مى نمائيم تا با اين نگاه انقلابى به امر انتخابات رياست جمهورى و انتخابات پارلمانی و شوراهای ولایتی در کشور، بنگرند و تثبيت صف قدرت مند سوسياليسم كارگرى را يكى از اهداف اساسى خود، قرار دهند.

سازمان سوسياليستهاى كارگرى افغانستان اعلام مى دارد كه در همۀ عرصه ها سياست هاى عوام فريبانۀ تمام نماينده گان بورژوازى براى احراز قدرت سیاسی در افغانستان را افشا نموده و اعتقاد راسخ دارد كه هيچیک از سرمایه داران و نماینده گان آنها نه تنها که طبیعتا نميتوانند نماینده گان واقعی طبقۀ كارگر و زحمتكشان کشور باشند، بلکه برعكس بر اساس تحليل شرايط امروزى جامعه و شناخت از سیاستها و پراتیک همۀ مدعیان قدرت، در هر هیئت و شکل و ادعایی که وارد صحنه دست یافتن به اهرام قدرت سیاسی کشور شوند، ارمغانی جُز تداوم وضعیت کنونی، تحمیل هرچه گسترده تر فقر، بدبختى و فلاكت چیز دیگری براى اكثريت محروم جامعۀ افغانستان در پی ندارند. ما اعتقاد داريم كه ايجاد و آراستن صف جداگانۀ انقلابى و طبقاتى کارگران و زحمتكشان يگانه الترناتيف مبارزاتى برای خلاصی از وضعیت کنونی و شکل دادن به جامعۀ است که در آن انسان از شأن و حرمتی برخوردار باشد. ما برای چنین امر شریف و انسانی تلاش می نمائیم و مطمئناً كارگران، سوسياليستها و جنبش آزادیخواهی با سازمانیابی و تحزب شان است که تحقق این امر را میسر می سازند.

زنده باد سویسالیسم !

شورای مرکزی سازمان سوسیالیستهای کارگری افغانستان

آیا حکمتیست های "ما" که اینهمه "وجود و عدم وجود یک سیستم استثمارگرانه" را به بررسی گرفته و بر مبنای "سرمایه داری"‌دانستن جامعه ء‌ "خویش" در برابر آن "موضع" گرفته اند، ذکری ولو گذرا از اشغالگران امپریالیست و نقش شان در انتخابات پوشالی کرده اند یا خیر؟ قسمی که در اعلامیه ء‌بالا می بینید کوچکترین ذکری از این مسئله نیست. آیا این موضوع را حمل بر "غفلت" سیاسی در بررسی از کاراکتر "انتخابات" 16 حمل از سوی شان کنیم، یا حمل بر تصادف کنیم؟ تصادفی نمی تواند توجیه کننده ء این "خاموشی" باشد. "خاموشی" گزیدن در خصوص بررسی امری که "سرنوشت" وطن شانرا رقم زده است ( یعنی اینکه شاه شجاع چهارم را به مثابه ء خنجر خونریز اشغالگران امپریالیست، در برابر خلق های بی دفاع صیقل داده است)، یعنی به بررسی نگرفتن نقش امپریالیست های اشغالگر در انتصابات اخیر، موضوعی نیست که پای تصادف را بتوان به عرصه ء آن کشانید. امری به چنین اهمیت، نمی تواند از سر "تصادف" از قلم حکمتیست ها بیافتد. اگر این "خاموشی"‌شانرا ناشی از "غفلت" یا خبط سیاسی شان بدانیم، باز راهی به دهی نمی بریم. حکمتیست های ما، حتی بر تمامت جنبش کمونیستی می تازند،‌و با آنکه مزورانه گاهگاه نامی از لنین میبرند، جز منصور حکمت و حکمتیسم کسی و چیزی را به هیچ نمی گیرند، پس چگونه ممکن است که چنین "کمونیست های کارگری" اعجوبه که حتی استالین و مائو را ( و صد البته که نه تروتسکی و منصور حکمت را) "به نقد"‌کشیده اند، مصاب "غفلت سیاسی" شده باشند؟؟؟ از اینجا معلوم میشود که "خاموشی"‌شان، ناشی از عمد و ابرام در از قلم انداختن "ذکر شر" امپریالیست های اشغالگر است. این موضوع به وضوح میرساند که همانگونه که منصور حکمت و حکمتیست های ایرانی،‌در برابر امپریالیسم سپر افگنده اند، "چتل نویس" افغانستانی شان نیز هرگز دهان به مذمت امپریالیسم و اشغال امپریالیستی افغانستان نگشوده و نخواهند گشود. آیا بالاتر از این میتوان تسلیم شدن سراغ گرفت. این حکمتیست ها،‌تسلیم طلب نیستند. اینها سراپا در خدمت امپریالیست های اشغالگر بوده،‌و به امپریالیسم تسلیم شده اند.حتی شماری از رسانه های پوشالی که در کابل و ولایات در زیر سرنیزه ء اشغالگران امپریالیست و در سایه ء اهریمنی رژیم پوشالی نشرات میکنند نیز قایل و گویای آن اند که "نیرو های خارجی" و عمدتا امریکا،‌در "سرنوشت"‌ آنچه که آنها "انتخابات"‌ می نامند، دست اندازی نموده و تاثیر گذاری صریح دارند. حزبی پوشالی و سرکاری راجستر شده در وزارت عدلیه ء رژیم پوشالی بنام "حزب همبستگی افغانستان"‌که تفالهء "علنی" سازمان رهایی افغانستان است،‌این حد تزویر را بلد شده است که جهت خاک پاشیدن در چشم خلق، اکت و ادای ضد اشغالگری در آورده و اعلام دارد که انتخابات حمل 1393 پوشالی بوده و خارجیان اند که سرنوشت این انتخابات را تعین میکنند. از بحث دور نشویم. حزب همبسته گی پس از سالها تسلیم شدن و کمپاین نمودن به "دموکراسی"‌ امپریالیست های اشغالگر و رژیم پوشالی دست نشانده ء آنها، به این "درک" هر چند ریاآمیز رسیده است که از این بیش نمی تواند سنگ رژیم پوشالی و انتخابات تدویر یافته بوسیله ء امپریالیست های اشغالگر را در سینه زد. اما "سازمان سوسیالیست های کارگری افغانستان" که سالهاست خود را یک تشکل "چپی" و "کمونیستی" مخفی میداند، هنوز به این "درک"‌ و "اقرار "‌نرسیده است که امپریالیست های اشغالگر را مهندسان اصلی انتخابات پوشالی خوانده، و حین "تقبیح" انتخابات، به آنان نفرین فرستد. برج عاج نشینان این "سازمان"‌با آنکه فرنگ نشین اند، جرئت آنرا ندارند ( یا درست است باید گفت که: نمی خواهند) که حتی یک حرف در مورد انتخابات مهندسی شده از سوی اشغالگران به قلم آورند. این "عدم جرئت" تصادفی نیست. در حقیقت،‌ "بی جرئتی"‌در کار نیست! این حکمتیست ها، در برابر امپریالیست های اشغالگر تسلیم شده اند، و چاره ء کار را در آن یافته اند که بی آنکه علیه ء اشغالگران امپریالیست و انتخابات پوشالی مهندسی شده از سوی اشغالگران شعار دهند،‌مستقیم "سرمایه داری"‌و "طبقه ء سرمایه دار"‌افغانستان را آماج قرار میدهند. اگر کسی از افغانستان نباشد،‌و فرضا در مورد این کشور و وضعیت 12 ساله ء اخیر اشغالی این کشور معلوماتی نداشته باشد،‌با خواندن "اعلامیه"‌سازمان حکمتیست "افغانستانی" چنین می انگارد که افغانستان کشوری است "سرمایه داری" و در این کشور،‌این بورژوازی است که باید بوسیله ء پرولتاریای "سوسیالیسم کارگری" از مسند اقتدار به زیر کشیده شود! پرسش بنیادین ما از حکمتیست ها این است که: شما که تروتسکیسم شرمسار تان، شما را در برابر امپریالیسم و اشغال امپریالیستی "صبور"‌ساخته است،‌ چگونه به این حد "کور"‌میشوید که اشغال و انتخابات پوشالی مهندسی شده را نمی بینید، و به جای آن،‌از بورژوازی ناله سر میدهید؟ نکند که شما "ملتی" مستقل و به دور از تجاوز امپریالیستی بوده و با این استقلال ملی، علیه ء بورژوازی "ملی"‌خویش می توفید؟ نکند که شما به شکل "مخفی" همانگونه که کاپیتالیزم بروکراتیک را با نام مستعار " سرمایه داری پیرامونی" تحریف کرده اید، اینک "بورژوازی ملی" خویش،‌را تحت نام "بورژوازی" محض تحریف میکنید. اگر چنین نمی بود، و اگر شما مداحان بورژوازی ملی بت خانه ئ ذهن تان نمی بودید، گزیری جز آن نداشتید که بورژوازی بروکرات کمپرادور را که در تبانی با اشغالگران، خلق ما را سرکوب وحشیانه نموده است،‌از قلم نمی انداختید. گزیری جز آن نداشتید که از خود فروخته گی این بورژوازی در برابر اشغالگران امپریالیست یاد کنید. گزیری جز آن نداشتید که انتخابات مهندسی شده از سوی امپریالیست های اشغالگر را تقبیح کنید،‌نه انتخاباتی را که بورژوازی "مستقل" خیالی بتکده ء‌اندیشه ء بیمار و تروتسکی زده ء شما به گونه ء‌ موهوم فرا تراشیده است! شما که در اعلامیه ء دیگر خود که به مناسبت "اول می" از "سرمایه داری پیرامونی" در افغانستان پرده برداشته اید، چگونه شد که پرده دار تجاوز عریان سرمایه ء امپریالیستی در کشور خویش شده،‌و بیش از دوازده سال سیطره ء‌امپریالیست های اشغالگر را بر افغانستان نمی بینید؟ شما که کور حدود 13 سال تجاوزگری امپریالیست ها بر کشور خویش هستید، شما که در خیالکده ء‌بیمار خویش،‌ مرحله تراشی کرده و جامعه را به مرحله ای بالاتر( بدون توجه و بهتر است گفت با انکار این نکته که :‌ در موجودیت امپریالیزم دیگر امکان رشد آزاد و ایجاد سرمایه داری "بازار آزاد"‌برای کشور های عقب نگهداشته شده ممکن نیست) جهش داده اید، آیا خود نارودنیک های خرده بورژوا نیستید؟ آیا نبوغ "پیرامونی" تان،‌نشان دهنده ء "حماقت" روستایی خود تان نیست؟ شما که به طبقه ء کارگر ایمان ندارید و بویی از سوسیالیسم علمی نبرده اید، در گرداب سانتریسم تروتسکیستی، هر چه انحراف است ، می ورزید،‌و بعدش بی شرمانه پای پرولتاریا و مارکسیسم را در میانه میکشید! شما کور تجاوز امپریالیستی و "بینای" موجودیت سرمایه داری در کشور خویش هستید! از همین رو است که چشمان "سرمایه داری پیرامونی" تان از جمجمه ء پوسیده ء تروتسکی، با "نبوغ"‌منصور حکمت،‌ در برابر "انتخابات" مهندسی شده از سوی اشغالگران امپریالیست کوری میکند. از همین رو است که شما مشروعیت انتخابات را "به چالش میکشید" اما ذکری از مهندسان این انتصابات نمی کنید. از همین رو است که شما نه در اعلامیه ء "اول می"‌تان،‌و نه در اعلامیه ء کذایی به مناسبت "انتخابات"‌تان،‌ذکری از اشغالگری امپریالیست ها و یادی خیانت های بورژوازی بروکرات کمپرادور طی بیش از 12 سال اخیر نمی کنید. آری! شما از لحاظ سیاسی، واقعا کور هستید! شما با این کوری،‌آیا شرم آور نیست که هنوز ادعای دفاع از "مارکسیسم" را قلقه کرده و با پوپولیسم نارودنیکی، در برابر تاریخ جنبش کمونیستی کشور شکلک در آورده، و با سانتریسم تروتسکی وار خود، سوسیال شوونیست از آب بر آمده،‌و سرانجام با منشویسم و اکونومیسم عریان خویش، "چپ سنتی" را به صلیب میکشید!شما که حتی سزاوار نام چپ نیستید و "تولد"‌نامیمون تان،‌انومالی ای از زهدان پوپولیزم منصور حکمتی است،‌همانگونه که ریشه در مبارزه طبقاتی در افغانستان ندارید، در سطح بین المللی نیز، بخشی از "گردان"‌ دست آموز امپریالیست ها بوده،‌و تمام کمونیست های دنیا، مقتدای شما یعنی منصور حکمت را به مثابه ء یک کارگزار امپریالیسم بین المللیتقبیح و طرد نموده است. با چشمان "پیرامونی" خود،‌بروید و "سناریوی سیاه و سفید"‌ منصور حکمت را از سر بخوانید، باشد که توهمات این مونارشیست هوا خواه تجاوز امپریالیستی به ایران را درک و هضم نموده، و سناریو های "وطنی" خویش را بیش از پیش رنگ و بوی "حکمت" و "کارگری" بخشید!!!

سازمان کارگران افغانستان (م.ل.م)

24 اپریل 2014 میلادی