معلول بد تر از علتش

سازمان کارگران افغانستان (م.ل.م) نفرین بیکرانه ی خویش را به( هفت ثور و هشت ثور) این دو قلوی زاده ی استعمار اعلام داشته، درود سرخ به یادمان شهیدان جنبش مقاومت ملی-مردمی و انقلابی خلق های آزادیخواه کشور فرستاده، و به فردایی چشم دوخته است که جنایتکاران هفت ثوری و هشت ثوری، در پیشگاه ی خلق و با دستان توانای خلق، محاکمه شوند. این مامول برآورده نخواهد شد مگر آن که رژیم پوشالی و مزدور کرزی نگونسار گردیده و بساط اشغالگری امپریالیسم امریکا-شرکا درهم نوشته شود! استراتیژی جنگ ممتد خلق، همانگونه که نقطه ی ختمی بر اشغالگری های امپریالیسم میگذارد، همانگونه که گلیم ارتجاع داخلی را جمع میکند، به همانگونه زمینه ی محاکمه ی جنایتکاران هفت ثوری-هشت ثوری را نیز فراهم میکند.

در ذیل، نبشته ی رفیق عمار عضو کمیته ی مرکزی سازمان کارگران افغانستان را میخوانید که (سی و پنجمین) زاد روز عفریت هفت ثور را که علت دیو هشت ثور است را به رگبار بسته است.رفیق ما به درستی یاد میکند که در نظر خلق های ستمدیده ی ما، (معلول بد تر از علتش) پای امپریالیسم امریکا-شرکا را به افغانستان کشانیده و پتیارگان این دو روز سیاه اند که اینک در آغوش اشغالگران امپریالیست و قلاده ی رژیم پوشالی در گردن، در تبانی با گروه ی وحشی و مزدور طالبان، بساط انقیاد ملی را میگسترند

معلول بدتر ازعلتش

کودتای ننگین وبد فرجام هفت ثور1357که به حمایت مستقیم سوسیال امپریالیسم اتحادشوروی در افغانستان راه اندازی گردید،مشتی از عناصربی باور به ارزش های میهن پرستی را بقدرت رسانید.این عناصر بدون درک یا بدون در نظر گرفتن ماهیت سوسیال امپریالیسم که بعد ازسال های 1956 با مرگ استالین راه سرمایه داری را میرفت ،آن را قبله ء خود قرار دادند وهر مخالفی را که به این بت سر تعظیم فرود نیاورد کشتند ویا راهی زندان ها کردند.

باتمام این وحشت-گستری ها، باند های " خلق" وپرچم نتوانستند که کنترول اوضاع را بدست گیرند،درماندگی باند "خلق" وپرچم دربرابر خیزش های مردمی ناگزیر پای حامی شان سوسیال امپریالسم روس را بخاطر جلوگیری ازسقوط رژیم مزدور به افغانستان کشانید.

با تجاوز بی شرمانه و عریان سوسیال امپریالیسم در ششم جدی سال 1358به افغانستان، آتش خشم ونفرت مردم آزاد ایمان ما را بر انگیخت ورعد آسا کران تا کران کشور ما به دژ تسخیر نا پذیر در برابر اشغالگران مبدل گشت.

سوسیال امپریالیسم "شوروی" درطی یک دهه با مردمی جنگید که جز ایمان به آزادی سلاح دیگری نداشتند وسر انجام پس ازیک دهه نبرد شکست را پذیرفت واز این کشور با خفت بی مانند بیرون رفت واین شکست بیک از اسباب فروپاشی امپراتوری اش در جهان گردید.

با بیرون شدن نگونسارانه ی سوسیال امپریالیسم" شوروی" از افغانستان ، رژیم دست نشانده آن که بقا ودوامش منوط به حمایت باداراش بود ،با بی التفاتی بادار نتوانست به عمر ننگینش دوام دهد وبا بی آزرمی بی نظیر، درهشتم ثورسال ، 1371 قدرت را به احزاب "اخوانی" مزدور غرب تسلیم نموده، واین تجربه را بار دیگرثبت تاریخ کرد که اتکا به غیر و قدرت لایزال توده ها را نادیده گرفتن جز شرمساری وشکست ننگین عاقبتی در پی ندارد .

مردم افغانستان که بخاطر آزادی کشور شان بیش از 2 میلیون شهید داده بودند ،در انتظار وآرزوی روزی بودند که کشورشان آزاد گردد و از جنایتکاران "خلقی"- پرچمی حساب جنایات شان را بگیرند،اما با بقدرت رسیدن احزاب اخوانی وجنایات بی نظیر آنها که تاریخ نظیرش را کمتر دیده بود ،جنایات "خلقی" ها را " فراموش" کردند وبقول معروف کفن کش سابق را در سیاهرویی، سفید تر از روسیاهان "هشت ثوری" دیدند.

مردم ما با اهدای خون های پاک شان شاهد آزادی را در برنکشیدند.احزاب وطن فروش اخوانی این وطن را باردیگر فروختند، و امااینبار، به امپریالیسم امریکا وشرکای جنایت-پیشه اش. .برای مردم آزاده ء ما و یا هرکشور دیگری چه تفاوتی وجود دارد که وطن شان ازیک استعمارگر خلاص شود وبه استعمارگر دیگری فروخته شود؟ اخوانی ها به اثبات رسانیدند که از آنجایی که همانند وطنفروشان "خلقی"-پرچمی وجدان باخته و به پستی گراییده و در امر وطن فروشی نهایت اهتمام به خرج داده اند، لهذا، در وطن فروشی دست کمی از خاینان "خلقی"-پرچمی ندارند.

اخوانی ها برای مردم ثابت کردند که به هیچ چیزی به جز به پول وقدرت ایمان وباور ندارند.هم اکنون احزاب وطن فروش اخوانی به هر ساز غربی ها می رقصند وهیچ آزرمی ندارند. بسیاری از این وطن فروشان بی ایمان حتی ریش شان را تراش کرده اند تا درنظر غربی ها خود را دموکرات جلوه دهند که مورد بی مهری قرار نگیرند،غافل ازآن اند که دموکرات بودن به فکر واعتقاد ارتباط دارد نه به بلندی وکوتاهی ریش.

باند های اخوانی که از روز های میلاد نامیمون شان طوق بردگی غرب را به گردن شان داشتند ومطابق برنامه های غرب دراین مدت عمل کرده ومیکنند ،وطن فروش تر از باند خلق وپرچم هستند وروزهشتم ثور که پیروزی این جنایت پیشه گان است بدتر از هفتم ثورمیباشد وپیامدی جز اسارت نوین خلق ما این روز در پی نداشته است.

به همین اساس است که مردم ما شعار ("هشت ثور" سیاهتر از "هفت ثور") را اعلام داشته اند. رویهمرفته، این دو روز بعنوان بدترین روز های تاریخ کشورما، نماد وطن-فروشی خاینان جهادی-خادی بوده، روز های سیاه محسوب میگردند. حماسه ی خلق شهیم ما در مقاومت جانبازانه شان در برابر سوسیال-امپریالیسم "شوروی" شاهکار های وطن پرستی آفریده است،و در متن این مبارزات ملی-انقلابی است که سپهبد مقاومت ضد سوسیال-امپریالیستی، قهرمان ملی خلق های آزادیخواه ی افغانستان، یعنی شهید مجید کلکانی ، پیشتاز وطن پرستان سراسر افغانستان گردیده، و به همه جهانیان ثابت نمود که : در دفاع از وطن و در دفاع از شرافت خلق های آزادیخواه، کم ترین هدیه، همانا جانی است که باید به جانان استقلال باید تقدیم کرد! و اما، سپاهدار جهالت پیشه گان اخوانی، احمد شاه مسعود وطن فروش، همانگونه که در دوره ی به اصطلاح "جهاد" خویشی پروتوکولی کا.جی.بی و کارگزار امپریالیزم غرب یعنی جاسوس دوسره بود، در دوره ی "مقاومت" کاذب خویش نیز، با سر سودن در آستان "دشمنان" روسی دیروزین خویش، و با "سفر اروپا"ی خود، یکبار دیگر نشان داد که هنوز در منجلاب جاسوسی منهمک است و که پلکانی زیادی را نیز تا سقوط کامل فرو پیموده است! از همین رو بود که رژیم پوشالی شاه شجاع ثالث، به وی عنوان پوشالی "قهرمان ملی" را گدابخشی نمود. خلق قهرمان افغانستان برای این نجنگیده بود که شوروی را بکشد ،بجای آن امریکا را بیاورد.

درشرایط کنونی چیز بسیارجالب ومهم این است که بدانیم که آیا کدام تضاد ماهوی میان گروه طالبان واحزاب اخوانی برسرقدرت وجود دارد یاخیر؟

همه میدانیم که هیچ تفاوتی بین ماهیت این گروه ها نیست وخالق همه ء شان امپریالیسم، و عمدتا امپریالیسم امریکا وانگلیس است .امریکایی ها وانگلیسها بخا طر تطبیق برنامه های شان تعدادی از گروه های اخوانی را در رژیم پوشالی گردهم آورده اند وگروه هایی را موازی با رژیم پوشالی در بیرون" نظام" توظیف کرده اند وهر دو دسته ازیک منبع دستور میگیرند.

بیاد داشته باشیم ، هرزمانی که غربی ها برنامه های شان تطبیق گردد وبه اهداف شان برسند این مخالفان را نیز مانند تعدادی از افراد مرتد سابقا نیمه شعله یی ،"خلقی" ،پرچمی،ستمی واحزاب اخوانی مانند حزب اسلامی ،جمعیت،حرکت،و وحدتی ها که در حکومت پوشالی دور یک سفره ی وطن فروشی نشانده است ، رسما و علنا در کنار شان قرار خواهد داد. گروه طالبان بهتر از این ها نیست که درکنار برادران خود قرار نگیرند.

این امریکا است که از 3دهه واندی کشور ما را توسط باند های آفریده اش به کشتار گاه بیگناهان مبدل کرده است. این امپریالیسم است که امنیت زرع مواد مخدر را درجنوب کشورتامین وآنرا تا غرب انتقال میدهد ومیلیارد ها دالرمفاد آن به جیب سرمایه داران غربی می ریزد.اما ده سال میشود که شعارمبارزه علیه مواد مخدر وتروریسم را بمثابه نقاب تزویر برسیمای پلیدش کشیده و به این بهانه ها وارد افغانستان شده است.

حکومتی که بر بنیاد مهندسی امریکا در افغانستان ایجاد گردیده است متشکل از قاچاقبران مواد مخدر،غاصبان دارایی های عامه واجیران وابسته به کشور های بیرونی استند که این واقعیت ها گاهگاهی از سوی نهادهای وابسته به حکومت نیز به بیرون درز کرده و افشا گردیده است.

مافیای رژیم پوشالی و شرکای تنظیمی-جهادی-خادی شان، درجرم وجنایت ،قاچاق مواد مخدر،رشوت ،اختلاس ،غصب ملکیت های عامه دست باز دارند وتا هنوز هیچ یک آنها مورد باز پرس قرار نگرفته است.

به این گونه سرنوشت مردم ما بدست نوکران استعمار قرار گرفته است واکنون بسیاری از هفت ثوری ها با کلاه پکول بر سرکردن و دستمال به گردن مجاهد شده اند واین شگفت آورنیست چون همهء این باند ها سرشت وسرنوشت یکسان داشته ودارند ،چرا از یک دیگر شان بشرمند!؟آخر دیالکتیک مارکسیستی برای مان می آموزد که ماهیت، تعیین کننده ی پدیده است .

چیزیکه برای مردم ما مهم است تجربه وشناخت از این گروه های مزدور بیگانه است که دیگر فریب شعار های دروغین آنها را نخورند،زیرا عرصه تاریخ دراز است وحوادث مشابه تکرار خواهند شد.

 

"عمار"

عضو کمیته ی مرکزی سازمان کارگران افغانستان (م.ل.م)