صدر اکرم یاری در نظر مارکسیست-لنینیست-مائوئیست های دنیا

مارکسیست-لنینیست-مائوئیست های دنیا، گذشته از صدر مائوتسه دون، طی 34 سال پس از وفات صدر مائوتسه دون، شماری از رهبران برگزیده در سطح دنیا داشته اند. این رهبران، به مثابه ی شاگردان راستین صدر مائو، مشعل داران انقلاب جهانی پرولتاریایی بوده، و خط انقلابی و اندیشه ی راهنمای شان، تطبیق خلاق حقیقت جهانشمول مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم را در واقعیت مشخص کشور های مربوطه ی شان، نماینده گی میکند. از میان ایشان، صدر گونزالو، به مثابه ی بزرگترین مارکسیست-لنینیست-مائوئیست زنده در روی زمین، از احترام ویژه ی همه ی احزاب مائوئیستی برخوردار بوده، و پس از صدر مائو، او است که منادی راستین و باشکوه ی جنگ ممتد خلق در سطح بین المللی میباشد. در حقیقت، فورمولبندی عمومی مائوئیسم و پذیرش "جنگ خلق" به مثابه ی استراتیژی بین المللی پرولتاریا از سوی وی، که با اتکا به دست آورد های تیوریک و پراتیکی صدر مائو، بویژه دست آورد هایی که طی سالیان انقلاب کبیر فرهنگی پرولتاریایی، صورت پذیرفته است، اهمیت صدر گونزالو را برای انقلاب جهانی پرولتاریایی بیان میدارد. با این حال، همانگونه که حزب کمونیست پیرو به درستی میگوید، اندیشه ی گونزالو، تطبیق خلاق مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم در واقعیت مشخص جامعه ی پیرو بوده، و هرگز اندیشه یی در موازات با مائوئیسم و یا تکاملی جهانشمول بر آن محسوب نمیشود. اندیشه ی گونزالو، سیمای تطبیق مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم در واقعیت مشخص جامعه ی پیرو است. به همین گونه، اندیشه ی سراج سکدر، سیمای تطبیق مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم در واقعیت مشخص جامعه ی بنگال شرقی (امروزه بنگلادیش) بوده، و چیزی به موازات مائوئیسم یا تکمله یی بر آن نیست. عدم درک این موضوع سبب شده است که برخی به گمان افتاده اند و تز "اندیشه ی راهنما" را چیزی به مثابه ی زائده یی بر مائوئیسم یا انحرافی از سوی صدر گونزالو قلمداد کرده اند. حال آنکه حقیقت چنین نیست. تز "اندیشه ی راهنما" بوسیله ی صدر مائوتسه دون و حزب کمونیست چین مطرح شده است و همانگونه که رفقای بنگلادیشی ما به درستی ارزیابی کرده اند، این صدر گونزالو بود که این تز را که پس از وفات صدر مائو و به قدرت رسیدن رویزیونیسم دنگ شیائو پنگ به فراموشی سپرده شده بود، دو باره کشف نمود. جنگ خلق در پیرو صحت تز صدر مائو و اهمیت کشف مجدد صدر گونزالو را به اثبات رسانید. اگر این موضوع مورد تایید همه مائوئیست های دنیا باشد-که هست- که حقیقت عام مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم باید به گونه ی خلاق متناسب به واقعیت مشخص هر کشور تطبیق گردد. این تطبیق ، همان اندیشه ی راهنما است. پس، کسانی که به نفی تز "اندیشه ی راهنما" دست میزنند، دست به رد مائوئیسم میزنند. هرگز نباید اسیر این توهم شد که اندیشه ی راهنما را که تزی مائوئیستی است را در مقایسه با "راه" نظیر راه ی پراچندا و یا "سنتز جدید" آواکیان قرار داد. "راه" و "سنتز جدید" مذکور در مغایرت با مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم مطرح گردیده اند. "راه پراچندا" با نفی اصول مارکسیستی خویشتن را عرصه داشته و مزورانه مدعی بود که مائوئیسم را غنا می بخشد. سنتز های به اصطلاح نوین آواکیان نیز به بهانه ی نقد جنبه های نادرست مارکسیسم، به نفی مارکسیسم پرداخته، به مثابه ی تجدید نظر در مارکسیسم و رویزیونیسم، به مثابه ی یک گرایش انحرافی پسا-مارکسیستی-لنینیستی-مائوئیستی شناخته شده است. خلاف این دو، اندیشه ی راهنما، نه تجدید نظری است بر مارکسیسم، نه زائده ای است، و نه تکمله یی. این اندیشه ی راهنما، همان مائوئیسم است که در بستر واقعیت عینی کشور های گوناگون، تطبیق خلاق می پذیرد. نفی اندیشه ی راهنما، نفی به کارگیری مائوئیسم در واقعیت مشخص کشور های گوناگون بوده، به کوزموپولیتانیسم یعنی جهان-وطن-گری بورژوایی می انجامد. در ترکیه، این خط انقلابی و سرانجام اندیشه ی راهنمای صدر ابراهیم کایپایککا بوده است که به مثابه ی چراغی فروزنده فرا راه ی انقلابیون قرار گرفته و آنان را بسوی کمونیسم رهنمون میشود. به عباره ی دیگر، مائوئیسم در ترکیه با خط انقلابی صدر ابراهیم به سیمای اندیشه ی راهنمای وی صورت عملی یافته است. میرسیم به افغانستان:

در مقابل خطوط انحرافی و رویزیونیستی رنگارنگی که طی نیم قرن اخیر خواسته اند خویشتن را مارکسیستی جا بزنند، خط انقلابی صدر اکرم یاری، به مثابه ی سیمای راستین تطبیق خلاق مارکسیسم-لنینیسم-اندیشه ی مائوتسه دون ( امروزه مائوئیسم) بر واقعیت مشخص جامعه ی افغانستان قرار داشته است. این خط انقلابی، از آنجایی که طی نیم سده در برابر انواع رویزیونیسم و اپورتونیسم از موجودیت و حقانیت مائوئیسم نماینده گی کرده است، لهذا، متناسب با پیروزی های متعدد در سنگر ایدئولوژیکی-تیوریکی، برغنای آن افزوده شده است. زمانیکه ما ندای جنگ خلق در می دهیم، در حقیقت از بکاربستن حقیقت عام مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم در واقعیت مشخص کشور خویش حرف میزنیم. آن خطی که این حرف را مطرح نموده و به واقعیت مادی تبدیل میکند، خط اکرم یاری است. لهذا، این اندیشه ی وی، یعنی مائوئیسم است که به سیمای خط انقلابی وی، یعنی به صورت تطبیق خلاق مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم در واقعیت مشخص جامعه ی ما در آمده است. لهذا، این اندیشه ی وی است که به مثابه ی چراغ راهنما، معرف به کاربستن و سیمای مشخص مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم در واقعیت مشخص جامعه ی ما است. لهذا، این اندیشه ی وی، یعنی این تطبیق مشخص مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم در جامعه ی ما، اندیشه ی راهنمای انقلاب و آبشخور ایدئولوژیکی-تیوریکی برای راه انداز ی جنگ خلق در افغانستان میباشد. هم از این رو است که ما از اندیشه ی راهنمای صدر اکرم یاری سخن گفته ایم. با بررسی اندیشه ی راهنما در کشور های مختلف، خوشبختانه گمانه زنی ها و توهماتی که گریبانگیر برخی ها در خصوص بررسی اهمیت و معنای اندیشه ی گونزالو بوده است، روز به روز رنگ میبازد، و همگان بسوی این درک صحیح روانه اند که آن اندیشه ی راهنما، هرگز به مثابه ی انحرافی در مائوئیسم بروز نکرده بلکه تطبیق خلاق مائوئیسم در جامعه ی پیرو را نماینده گی میکند. آیا خط سرخ اکرم یاری، اندیشه ی راهنمای انقلاب افغانستان نیست؟کسانی که در برابر خط انقلابی صدر اکرم یاری قرار گرفته اند، چه در گذشته و چه اکنون، بسوی انحلال طلبی و سرانجام تسلیم طلبی طبقاتی-ملی رهسپار شده اند. نفی اندیشه ی اکرم یاری، نفی مائوئیسم در افغانستان است. به همین صورت، خط سرخ صدر گونزالو، اندیشه ی راهنمای انقلاب پیرو است. هم از این رو است که آنرا اندیشه ی گونزالو میگویند. اندیشه راهنما، متناسب با درجه ی پیشرفت جنگ خلق، به درجات گوناگون تبارز میکند. از سویی ما اندیشه ی راهنمای انکشاف یافته تر مانند اندیشه گونزالو را داریم که نماینده ی یک جنگ خلق پیشرفته بوده است، و از سویی مثلا اندیشه ی راهنمای صدر ابراهیم را داریم که با آنکه اصول یک خط انقلابی را در بر دارد، اما هنوز جنگ خلق در آن کشور به آن مرحله نرسیده است که به یک اندیشه ی راهنمای منکشف تر مبدل شود. به هر حال، اندیشه ی راهنما، در هر سطحی و مرحله ی انکشافی که باشد، در ماهیت خویش، مترقی و راهنما بوده، و در حقیقت، مسیر و ماتریالیزه شدن خط انقلابی را نماینده گی میکند. خط انقلابی صدر اکرم یاری، با راه اندازی جنگ خلق، در اندیشه ی راهنمای وی، اندیشه یی که ماتریالیزه شدن خط وی است، متجلی میشود. این اندیشه ی راهنما، محصول مبارزه ی دو خط شکوهمندی است که مارکسیست-لنینیست-مائوئیست های کشور طی بیش است چهار دهه در برابر نحله ها و خطوط انحرافی ، رویزیونیستی و اپورتونیستی، از پیش برده اند. جای مسرت است که مارکسیست-لنینیست-مائوئیست های کشور های مختلف، البته به درجات مختلف به اهمیت خط سرخ اکرم یاری که اندیشه راهنمای انقلاب افغانستان را پیریزی نموده است، پی برده اند.

در ذیل، شمه یی از پیوند های انترنتی مربوط به کشور های مختلف را می آور یم که در آنها خاصا یا در بخشی از متن ، به اکرم یاری پرداخته اند و یا اینکه پرداخت های دیگران راجع به وی را به نشر سپاریده اند:

http://voie-lactee.fr/akram-yari-dialectics-between-individuals-life-and-societys-progress

http://voie-lactee.fr/akram-yari-sur-la-dialectique-entre-la-vie-dun-individu-et-le-progr%C3%A8s-de-la-soci%C3%A9t%C3%A9

http://voie-lactee.fr/small-introduction-national-question-afghanistan

http://voie-lactee.fr/anti-maoist-position-chavez-and-bureaucratic-capitalism-mcp-italy

http://voie-lactee.fr/managing-or-corresponding-transformation-reality-major-question-maoism

http://voie-lactee.fr/cpmlm-f-cpmlm-bd-owa-mlm-pm-open-letter-international-communist-movement

http://voie-lactee.fr/cpmlm-polemic-launched-pce-cr

http://www.centremlm.be/index.php?id=230

http://www.centremlm.be/index.php?id=222

http://sarbaharapath.com/?p=491

http://sarbaharapath.com/?p=422

http://sarbaharapath.com/?p=322

http://www.bannedthought.net/International/RIM/AWTW/2005-31/afrgan.htm

http://www.bannedthought.net/International/RIM/AWTW/2005-31/CommunismChallenge.pdf

میتوان فهرست پیوند های فوق را بیش از این مثبوت داشت و دهها پیوند دیگر را بر آن افزود. اما، هدف ما در اینجا ارائه ی "مشت نمونه ی خروار" میباشد.

حزب کمونیست مارکسیست-لنینیست-مائوئیست فرانسه، حین بررسی اندیشه ی راهنما در کشور های گوناگون، جمع بندی مفیدی ارائه داشته است. در اینجا، ماحصل کار شان را که در فراز زیر می آوریم، جهت استفاده ی خواننده گان به فارسی بر گردانده ایم:

"در تمام جهان، اندیشه ها نضج پذیرفتند، متعاقب انقلاب کبیر فرهنگی پرولتاریایی: گونزالو در پیرو،اکرم یاری در افغانستان، سراج سکدر در بنگلادیش، ابراهیم کایپاککایا در ترکیه...

و این اندیشه ها یک برداشت ایدئالیستی از "اندیشه مائوتسه دون" نبودند که بر آن باشند که حقیقت را بوسیله ی "اراده" انقلابی دگردیسی بخشند. آنها بهترین محصولات فهم صدر مائوتسه دون از مارکسیسم-لنینیسم بودند، که به مرحله ی نوینی ارتقا یافته بود...."

در سند مشترک حزب کمونیست مارکسیست-لنینیست-مائوئیست فرانسه، حزب کمونیست مارکسیست-لنینیست-مائوئیست بنگلادیش و سازمان کارگران افغانستان (م.ل.م) چنین میخوانیم:

 

"از اثر انکشاف نامتوازن {جوامع} اندیشه ها{ی راهنما} در برخی از کشور ها انکشاف یافته اند، از قبیل اندیشه ی گونزالو در پیرو، اندیشه ی اکرم یاری در افغانستان، اندیشه ی سراج سکدر در بنگلادیش، اندیشه ی ابراهیم کایپاککایا در ترکیه"

حین به کارگیری حقیقت عام مارکسیس-لنینیسم-مائوئیسم در واقعیت مشخص هر کشور، این اندیشه ی راهنمای آن انقلاب آن کشور است که سیمای راستین تطبیق مائوئیسم در آن کشور را نماینده گی میکند، لهذا، آن اندیشه ی راهنما، برای آن کشور عمده گی دارد. نمی توان مثلا اندیشه ی راهنمای سراج سکدر را که برای انقلاب بنگلادیش عمده گی دارد، برای انقلاب افغانستان عمده دانست. با آنکه هر اندیشه ی راهنما میتواند گفتنی های موثری به سایر کشور ها داشته باشد، اما آن اندیشه ی راهنما مادامیکه برد جهانی نیافته باشد نمی تواند برای سایر کشور ها عمده گی داشته باشد. اندیشه راهنمای حزب کمونیست چین که اندیشه ی صدر مائوتسه دون بود، زمانیکه در سالیان انقلاب کبیر فرهنگی پرولتاریایی چین برد جهانی خویش را به منصه ظهور رسانید مارکسیسم-لنینیسم را به مرحله ی عالی تر، جدید و سومین داخل نمود. مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم از تکامل اندیشه ی مائوتسه دون برخاست.

در مورد اندیشه ی راهنمای صدر اکرم یاری باید گفت که این اندیشه است که برای انقلاب افغانستان عمده گی دارد، و سطح تکاملی آن متناسب با پیشرفت انقلاب و تکامل جنگ خلق، غنی تر و رفیع تر خواهد شد. بنابر آن، حقیقت عام مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم به سیمای اندیشه ی اکرم یاری برای ما مطرح بوده، و عمده گی می یابد. لهذا، مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم اندیشه ی اکرم یاری، راهنمای عمل انقلابیون افغانستان است. از آنجایی که این اندیشه ی اکرم یاری است که عمده گی دارد و نه کدام خط یا اندیشه ی دیگری، لهذا، برای ما این : مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم اندیشه ی اکرم یاری، عمدتا اندیشه ی اکرم یاری است که پشتوانه ی ایدئولوژیکی تیوریکی انقلاب دموکراتیک نوین افغانستان افغانستان است. تمسک با این اندیشه ی راهنما و عمده گی بخشیدن به آن است که ما را در برابر خطوط و نحله های رویزیونیستی و اپورتونیستی مصئون داشته، و صحت خط انقلابی را تضمین میکند. این اندیشه ی راهنما است که انقلاب دموکراتیک نوین کشور را بسوی سوسیالیسم و سرانجام کمونیسم هدایت میکند. اما، فراموش نباید کرد که ایدئولوژی ما در سطح عام، همان مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم است، نه چیزی کم و نه چیزی زیادتر از آن. تا الحال، تکامل ایدئولوژی بین المللی پرولتاریا، از مائوئیسم فراتر نرفته است. لهذا، این مائوئیسم است که برای پرولتاریای بین المللی عمده گی دارد، نه چیزی کمتر و نه زیادتر از آن. دیالکتیک مارکسیستی درک صحیح از "عام" و "خاص" را مطرح میکند. در سطح عام، این مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم است که ایدئولوژی پرولتاریا بین المللی است، و در مورد خاص افغانستان، تطبیق مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم در پراتیک مشخص انقلاب ما، به سیمای مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم اندیشه ی اکرم یاری در آمده است. نفی تز اندیشه ی راهنما و در نتیجه نفی اندیشه ی راهنمای صدر اکرم یاری، ریشه در ناآگاهی از فلسفه ی مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم داشته، و تمایز بین "عام" و "خاص" را نمیشناسد. سازمان کارگران افغانستان (م.ل.م) با اتکا به اصول صحیح دیالکتیک مارکسیستی، و درک صحیح از "عام" و "خاص"، مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم اندیشه ی اکرم یاری را برگرفته است، از آن دفاع میکند، و پراتیک مشخص انقلاب افغانستان را در آینه ی آن مینگرد.