نبشته رفیق "خیزش" عضو کمیته مرکزی

سازمان کارگران افغانستان (م.ل.م) به

مناسبت تقبیح سیاهروز (ششم جدی)

 

ششم جدی سیاه روزی درتاریخ کشورما

ششم جدی 1358یکی از سیاه ترین ودردناک ترین روز های شوم درتاریخ کشورما به حساب مییاید.دراین روز قشون اشغالگر سوسیال امپریالیسم روس با بی شرمی بی مانند به قصد اشغال افغانستان وارد این کشور گردید.مقدمۀ این" تمهید غدارانۀ" توسط سوسیال امپریالیسم از زمان به قدرت رسیدن دار و دسته ء مرتد خروشچف آغاز گردیده بود .این مقدمه که زیر پوشش کمک های اقتصادی آغاز گردیده بود،با ایجاد باند وطن فروش( خلق وپرچم ) توسط سوسیال امپریالیسم به مثابه ابزار تحقق برنامه های استعماری اش عملی گردید.

کودتای هفتم ثور 1357توسط باند خلق وپرچم به حمایت سوسیال امپریالیسم صورت گرفت.این باند که قبلا نیز توسط جریان دموکراتیک نوین افغانستان افشا و تقبیح شده بود، بزودی مورد تنفر خلق افغانستان قرار گرفت ومانند بید در برابر خشم توفان آسای مردم لرزید .مردم آزادۀ ما به قیام های خود جوش وعکس العمل در برابر رژیم مزدور درکران تاکران کشور آغاز کردند.رژیم مزدور ودست نشانده به شیوه های مختلف مردم را سرکوب کرد،اما دامنۀ قیام ها گسترده ترگردید.رژیم مزدور،دیگر توان استادگی ومقاومت در برابر خشم مردم آزادی خواه ما را نداشت،به این اساس سوسیال امپریالیسم بخاطر حفظ رژیم وابسته بخودش ،در شامگاه شش جدی 1358به افغانستان تجاوز ولشکر کشی کرد.

اگرچه مقاومت بی نظر مردم ما سرانجام سوسیال امپریالیسم را به شکست ننگین مواجه کرد که پس از یک دهه کشتار وویرانگری

از افغانستان بیرون شد،اما مردم ما به آزادی واقعی دست نیافتند .زیرا که امپریالست های دیگر در راس امپریالیسم امریکا با استفاده

از وضعیت پیش آمده، احزاب اخوانی وطن فروش ومزدور خود را تمویل وتجهیز کردند ومقاومت بی نظیر یک ملتی را که درآزادگی شهرۀ آفاق است و درتاریخ همواره این مقام غرور انگیز را برای خود حفظ کرده است به بیراهه کشانیدند وگروه های جاهل وضد ترقی وپیشرفت را بر سرنوشت مردم ماحاکم کردند وتا امروز از آن ها حمایت می کنند.زیرا هر برنامۀ خود را توسط این گروه های جاهل ووطن فروش عملی می توانند.

بسیار دردناک این است که درکشور ما با وصف خون بهای هنگفتی که مردم به خاطر آزادی می پردازند، فاجعه به فاجعه تبدیل می گردد.

ما نمی توانیم گذشته را نادیده بگیریم ،زیرا گذشته تاریخ ماست و برای آن قربانی فراوانی داده ایم وچیز های زیادی از آن فداکاری ها آموخته ایم وباید از آن تجارب در شناخت دوستان ودشمنان ما استفاده کنیم.

اگر آن تجارب نمی بود ،امروز شناخت اشغالگران امریکایی که با شعار های رنگا رنگ وفریبنده به افغانستان تجاوز کرده اند ،شاید ما را فریب میداد،اما حالا ما میدانیم که تجاوز، تجاوز است زیر هرنام وشعاری که باشد.

دیروز اگر افغانستان زیر پاشنه های استعمارگران سوسیال امپریالیسم روس ،ضجۀ آزادی می کشید،امروز ،زیر پاشنه های استعمار

امریکا فریاد می کشد.امریکا با تذویر های غدارانه تر از سوسیال امپریالیسم روس ،به افغانستان تجاوز کرده است ومی خواهد به حمایت احزاب وسازمان های وطن فروش وابسته وساختۀ خودش سرنوشت این کشور را بدست بگیرد،اما مردم ما چهره زشت آنها را شناخته اند ودر طی 13سال گذشته شعار های دروغین وعوام فریبانه شان به مردم نتیجه معکوس ببار آورده است.

تنفرمردم در برابر شان بیشتر از سوسیال امپریالیسم شده است.مردم می بینند که زرع وقاچاق مواد مخدر ،فساد اداری ،باند های ترویستی همه وهمه به آنها ارتباط دارد وبا حضورشان در افغانستان گسترش یافته است.

مردم می خواهند که علیه استعمار گران غربی نیز برزمند وکشورشان را از لوث آنها پاک نمایند ،اما نبود یک حزب واقعا" انقلابی که رسالت سازماندهی را،بدوش بگیرد وآغاز نماید، کار را دشوار کرده است و ارتجاع واستعمار درتبانی باهم از این خلا یا کمبود سود می برند وبه بقای ننگین شان در کشور ما تا هنوز ادامه می دهند.

برخی از نیرو های مدعی روشنفکری وانقلابی انقلابی نمای موجود که سنگ "کمونیست بودن وانقلابی بودن" را به سینه می کوبند و اغلب در آغوش ننگین کمک های "سوسیال" امپریالیست ها در کشور های اروپایی و امریکا غنوده اند،‌ و علی الرغم افتضاحاتی که طی بیش از یک دهه اشغال امپریالیسم امریکا-شرکا مرتکب شده اند ، هنوز در بنجل مشتقات "سه جهانی" غوطه ور بوده و هنوز سر در آخور "مارکسیسم-لنینیسم" نامنهاد خویش دارند. آنان خود در دامن لجن جیره خواری غرب خزیده اند،‌و بوسیله وبسایت ها و نشرات سیاه خویش خواهان آن اند که جوانان ما را در داخل افغانستان به انحراف سوق داده و به دنباله روی از ارتداد ورزی هایشان بکشانند. آنان بویی از مارکسیسم-لنینیسم نبرده اند، در غیر آن، آنان حتما میدانستند که امروزه، همانطور که صدر گونزالو می نویسد، کمونیست بودن فقط به معنای مارکسیست-لنینیست-مائوئیست بودن است. روی این ملحوظ، نجات جوانان از ورطه تبلیغات سیاه آنها، از امهات وظایف کمونیست های کشور است. این "مائوتسه دون اندیشه" های "سه جهانی" هرگز نخواسته اند و نمی خواهند که گامی در راه مبارزه علیه استعمار گران که کشورشان را اشغال کرده اند به پیش گذارند.برای هر کمونیست انقلابی مبارزه علیه اپورتونیسم ، و سایر مظاهر رویزنیسم اصل وضروری است کاری که لینن وماتسه دون کردند. رفیق لنین به جا و کاملا اصولی میگفت که بدون مبارزه علیه اپورتونیسم، مبارزه علیه امپریالیسم ممکن نیست.از همین رو است که بخش معتنابهی از مبارزات اصولی را مبارزه علیه اپورتونیسم و نماینده گان فکری بورژوازی بروکرات کمپرادور تشکیل میدهد. این نمایندگان فکری بورژوازی بروکرات کمپرادور همانند گرگ در جامه ء‌شبان، دم از "اندیشه مائوتسه دون" میزنند، اما حقیقت آنست که حقیر ترین خود-فروخته گانی هستند که کمر به بدنامی کمونیسم بسته اند. امروزه بقایای "خلق" و "پرچم" دیگر توان لافیدن های رویزیونیستی و دم زدن از "مارکسیسم" را ندارند، اما "مائوتسه دون اندیشه"‌های خاقان زده، هنوز لاف از "اندیشه مائو" میزنند و به سبوتاژ در صفوف خلق ادامه میدهند.

جنبش انقلابی خلق افغانستان از سویی فرزندان برومند و قهرمان نظیر رفیق مجید کلکانی را دارد که با خون خویش از شرف خلق افغانستان و وقار و حیثیت جریان دموکراتیک نوین به دفاع برخاست،‌از سوی دیگر شاهد تظاهر عوامل نفوذی است که بعد ها دست شان رو گردید و با "ظاهر شاه بازی" ها، مالیدن پوزه ء خویش بر چکمه های "رونالد ریگرن" و امپریالیست های فرانسوی و هم قماشان امپریالیست آنها، نشان دادند که در دنائت و وطن فروشی دست کمی از وطن فروشان "خلقی"‌و "پرچمی" ندارند. همین "سپاهیان" رونالد ریگن بودند که برای "دموکراسی" و "حقوق بشر" سینه چاک میکردند. همین ها بودند که زیر بیرق ننگین حاکمیت پوشالی تحت زعامت شاه شجاع سوم، معرکه گرفته و به توجیه اشغال و تطهیر تجاوز امپریالیستی کمر بسته، و "روزگاران" سیاه خویش را با مرکب مکر و تذویر با لعاب "سرخ" نوشتند! همین ها بودند که در بن اول با عناصر خود فروخته ء‌اخوانی و وطن فروشان "خلقی" و پرچمی پهلو زدند و حول یک میز میز امضای سند فروش وطن- قشلاق کردند. همین ها بودند که در بن دوم دمبک زدند و بانو سیلی غفار را بزک دموکراتیک کرده و به امپریالیسم لبخند خاینانه زدند. همین ها استند که در این اواخر مزورانه شعار های "ضد اشغال" و " ضد امریکایی" را به دستور بادران امپریالیست امریکایی شان سر میدهند تا ماهیت پوشالی شان بیش از این افشا نگشته و کماکان در گمان سیاه خویش بپندارند که هنوز توانایی فریفتن خلق را دارند و میتوانند به حیث نمایندگان خلق افغانستان "چپ" نمایی کنند. غافل از اینکه، خلق آگاه و عمدتا کمونیست های افغانستان، نه در گذشته فریب این "سه جهانی" های کاسه لیس رونالد ریگان را خورده بودند و نه حال بوسیله "چپ" نمایی های شیادانه آحادی از اینها اغفال میشوند. کمونیست های افغانستان همانگونه که در برابر رویزیونیست های "خلقی"‌و "پرچمی" موضع گرفتند، همانگونه که تا حد توان در برابر رژیم پوشالی "خلقی"-پرچمی مسلحانه رزمیدند و تحت زعامت قهرمانان خلق نظیر رفیق مجید کلکانی حماسه ها آفریدند، همانطور در برابر تفاله های سیاسی خط سیاه "سه جهان" و مشتقات آن نیز صف آراسته و در دفاع از شرافت خلق های آزادیخواه و انقلابی و در دفاع از اصولیت انقلابی پرولتری قرار دارند.

برای مبارزه علیه اشغالگران امپریالیست و جهت سهمگیری در مبارزه زنده علیه امپریالیسم و ارتجاع جهت به پیروزی رسیدن انقلاب دموکراتیک نوین در افغانستان، عمدگی از آن پیشبرد مبارزه مستقیم، عملی و درون مرزی است. ما منکر مبرمیت و اهمیت مبارزه اصولی کسانی که در خارجه به سر میبرند نیستیم و معتقدیم که کمونیست های کشور ما،‌در هر کشوری که باشند، در صورتی که متمسک به اصول باشند، رسالت انقلابی خویش را فراموش نمی کنند،‌اما برای ما عمده گی از آن مبارزه ء اصولی در داخل افغانستان است. روی این ملحوظ، باید رفقایی را که زیر ساطور امپریالیست های اشغالگر و ارتجاع حاکمه در برابر امپریالیسم و ارتجاع می رزمند، ستود و اعلام داشت که راه رفیق مجید و اندیشه رفیق اکرم یاری را با رزمیدن در سنگر های سرخ مبارزه در شهر و روستای کشور باید پاس داشت.

با درفش سرخ مارکسیسم-لنینیسم-مائوئیسم، به پیش!

خون صدر اکرم یاری و رفیق کبیر مجید کلکانی، مشعل راه ماست!

نفرین به وطن فروشان "خلقی"، "پرچمی"، "سه جهانی" و هم قماشان شان!

واژگون باد بساط اشغالگران امپریالیست!

انقلاب زنده باد!

ششم جدی 1393